تبليغاتX
شب سرد

 

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر تو ام سنگین شده

 ای به روی چشم من گسترده خویش  

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک

هستیم ز الودگی ها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من

اتشی در سایه ی مژگان من

ای دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم

هر کسی را تو نمی انگاشتم

ای به زیر پوستم پنهان شده

 

همچو خون در پوستم جوشان شده

عشق چون در سینه ام بیدار شد

از طلب پا تا سرم ایثار شد

ای مرا با شور شعر امیخته

این همه اتش به شعرم ریخته

چون تب شعرم چنین افروختی

لاجرم شعرم به اتش سوختی

 

(فروغ فرخزاد)

+ نوشته شده در 87/03/27ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط niloofar |

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در 87/03/18ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط niloofar

 

امشب پر از سكوتم

ليكن سكوتِ شيرين

شايد دگر نيايند آن روزهاي خاموش

مهتابِ پشت شيشه

مي تابد از ورايم

تاريكي جهانم، ماندست رو به ديروز

لبخندِ محو شايد

برگشته بر لبانم

آغازِقصه شيرين، زيباست انتهايش

+ نوشته شده در 87/03/18ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط niloofar |

+ نوشته شده در 87/03/10ساعت 10:24 بعد از ظهر توسط niloofar

 بعضي وقتا اتفاقايي مي افتن كه اصلا انتظارشونو نداري يا اصلا براشون برنامه ريزي نكردي ، اما مي تونن تبديل بشن به بهترين اتفاقهاي زندگي يك نفرو همين غير منتظره بودنشونه كه جذابشون مي كنه.

همين

+ نوشته شده در 87/03/10ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط niloofar |

 

بالاخره ارشد هم قبول شدم

 

 

شيرني هم كلي دادم، كسي جا مونده ديگه شرمنده

+ نوشته شده در 87/03/04ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط niloofar |

 
بهترین قالبها و کدهای جاوا