RSS
ترسم که دگر صبح نیاید پی شب
ترسم که ستاره نیز خاموش شود
مهتاب همان هجای بین دل ما
ترسم که به زیر ابر خاموش شود
ساعتها
عبور بی رحم زمان اند، در روزهایی که ساکن مانده ایم