امشب دلم پر درد می خواند
آهنگ این سودای بی انجام
دانم که حتی ماهِ شبها نیز
نوری نمی پاشد به روی ما
فریادِ اندوهم در این وادی
حاشا که بر این مردگان خوانم
یاسین و حمد و فجر و اخلاصی
دردرا که من خورشید می خواهم
این خفته مردان عاصی از شمعند
بارم کجا بندم که این ره را
منزل نباشد غیر از این وادی
یا ترک منزل باید اکنون کرد
یا خانه را از نو بنا سازیم
جدیدا خیلی کم پیدا شدم
آخه یه دلیل داره
یه دلیل خیلی قشنگ
...
یه فرشته اومده پیشمون
یه فرشته ی کوچولو
فرشته ای که پنج روزه اومده
اما تو دل همه خودشو جا کرده
میدونید
من خاله شدم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
صدا ها بی پﮊواکند
تن ها بی سایه
ماه و مهتاب عکسی بر سینه ی آسمان
و زندگی داستانی در کتاب
.
.
.
در صحنه ای که ما خود بازیگریم
ونقش سیاهی ایفا می کنیم
چگونه دم از سپیدی توان زد؟
عیدِ نوروز
بزرگترین عید ایرانی ها
عیدی که می گویند از باستانی ترین جشن های ملل است
با دنیایی از رسوم پُرمعنا
ما ایرانی هستیم
و
نوروز همیشه می ماند
| بهترین قالبها و کدهای جاوا |