هیسسسسسس
صدای سکوتت چقدر بلند است
همه خوابند
بیدارشان نباید کرد
پ.ن:آه!كِي اين خفته ياران را توانم ديد بيداران؟
حکم آزادی ما را به زبان می خوانند
در عمل حلقه ی دار است که بر گردنمان
آدمکها همه حیران خیمه گردانند
گویند ز تاریکی شبها نهراسید
که در دامن شب
الماس ستاره و نگین ماه است
افسوس که این ستاره باران شبان
در پشت حجاب ابرها پنهان است
اینجا باد هم نمی وزد
جرمش سقوط برگ است
ناله های سوز ناک؟
فغان از کدامین درداست؟
آدمکها همه بازیچه ی فصل
فصلی که اینچنین سرد است
دم به دم داد برآرند که ما آزادیم
و صد افسوس که آزادی ما هم حرف است
| بهترین قالبها و کدهای جاوا |