تبليغاتX
شب سرد

شقایق آی شقایق گل همیشه عاشق

 

دلم مثل دلت خونه شقایق

چشام دریای بارونه شقایق

مثل مردن می مونه دل بریدن

ولی دل بستن آسونه شقایق

شقایق درد من یکی دو تا نیست

آخه درد من از بیگانه ها نیست

کسی خشکیده خون من رو دستاش

که حتی یک نفس از من جدا نیست

 

شقایق اینجا من خیلی غریبم

 آخه اینجا کسی عاشق نمی شه

عذای عشق غصه اش مثل کوهه

دل ویرون من از جنس شیشه

شقایق آخرین عاشق تو بودی

تو مُردی و پس از تو عاشقی مرد

تو رو آخر سراب و عشق و حسرت

ته گلخونه های بی کسی برد

 

دویدیم و دویدیم و دویدیم

به شبهای پر از قصه رسیدیم

گره زد سرنوشتامونو تقدیر

ولی ما عاقبت از هم بریدیم

شقایق جای تو دشت خدا بود

نه تو گلدون نه توی قصه ها بود

حالا از تو فقط این مونده باقی

 که سالار تموم عاشقایی

 

 

پ.ن. جدیدا مثل اینکه وبلاگم خیلی داریوشی شده

+ نوشته شده در 85/11/23ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط niloofar |

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در 85/11/16ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط niloofar

یه شبایی پُر دردم

یه شبایی پُر گریه

پُرالتهابه قلبم

تویِ این شبای تیره

نه ستاره همدم من

نه چراغِ آسمونا

تک و تنها و غریبم

مثلِ یک شهابِ تنهام

می تونی نور شبم شی؟

بشینی میون رویام

ببریم هر جا که می خوای

حتی تا آخر دنیا

با تو من عاشق نورم

خودِ ماهِ آسمونم

نذار که تنها بمونم

من همون قصه ی دورم

+ نوشته شده در 85/11/16ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط niloofar |

کدامین راز را گویم؟

                      کدامین حرفِ بی فریاد

من از فردای پر دردم

                      توازافسون یک آواز

+ نوشته شده در 85/11/13ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط niloofar |

 

خوشا در چنگ شب مردن ولی از مرگ شب گفتن

 

"                            برای من که در بندم چه اندوه آوری ای تن

فراز وحشت داری فرود خنجری ای تن

غم آزادگی دارم، به تن دلبستگی تا کی؟

به من بخشیده دل سنگی، شکستنهای پی درپی

در این غوغای مردم کش

در این شهر به خون خفتن

خوشا در چنگ شب مردن

ولی از مرگ شب گفتن

چرا تن زنده و عاشق، کنار مرگ فرسودن؟

چرا دلتنگ آزادی ،گرفتار قفس بودن؟

قفس بشکن که بی زارم از آب و دانه در زندان

خوشا پرواز ما حتی به باغ خشک بی باران

در آوار شب و دشنه چکد از قلب من خوناب

که می بینم من عاشق چه ماری خفته در محراب

خوشا از بند تن رستن پی آزادی انسان

نمی ترسم من از بخشش که اینک سر که اینک جان

اگر پیرم اگر برنا، اگر برنای دل پیرم

به راه خیل جان بر کف که میمیرند، میمیرم

اگر سر خورده از خویشم منِ مغرورِ دشمن شاد

برای فتح شهر خون، تو را کم دارم ای فریاد"

 

پ.ن.

شعر بالا یکی از آهنگهای داریوشه که خیلی ازش خوشم میاد

 

+ نوشته شده در 85/11/05ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط niloofar |

 

بشنو از عرش خدا صدای زمزمه میاد

گوش بده با گوش دل، صدای فاطمه میاد

چه خبر شده زمین و آسمون پر از غمه

اهل دل با اشکشون با غم میگن محرمه

توی دنیا دل من قشنگ ترین عزا خونست

دل من حسینیه زینبیه سقا خونست

دوست دارم تا جون دارم اسم تو رو صدا کنم

درد بی درمونمو رو با دیدنت دوا کنم

عمریه منتظرم یه لحظه کربلا باشم

با سرا پای وجودم قبرتو نگاه کنم

من سر سفره ی تو بزرگ شدم خوب میدونی

تا پای مرگ محاله دامنتو رها کنم

 

 یاحسین ثارالله

+ نوشته شده در 85/11/03ساعت 11:41 بعد از ظهر توسط niloofar |

 
بهترین قالبها و کدهای جاوا